بسیاری از مدیران و صاحبان کسبوکارها، در مسیر رشد سازمان خود یک اشتباه استراتژیک و پرهزینه مرتکب میشوند: آنها انتظار دارند تیمی که اسناد روزمره را ثبت میکند، استراتژیهای آینده شرکت را نیز طراحی کند!
همانطور که در مقالات پیشین اشاره کردیم، حسابدار و مدیر مالی (CFO) دو بازوی کاملاً متفاوت اما مکمل در یک سازمان هستند. حسابدار «گذشته و حال» را ثبت میکند و مدیر مالی «آینده» را میسازد. اما اگر خط مرزی بین این دو نقش پاک شود و یک شخص یا یک تیم کوچک مجبور به انجام هر دو وظیفه گردد، چه اتفاقی رخ میدهد؟ در این مقاله، ۵ ریسک ویرانگر عدم تفکیک وظایف حسابدار و مدیر مالی را بررسی میکنیم.
۱. کوری استراتژیک و گم شدن در باتلاق جزئیات حسابداری نیازمند دقت میکروسکوپی است. یک حسابدار باید روی تکتک فاکتورها، مغایرتهای بانکی و کسورات قانونی تمرکز کند. وقتی از همین شخص انتظار داشته باشید که کلاه «مدیریت مالی» را بر سر بگذارد، او فرصت، انرژی و دیدگاه لازم برای نگاه به افقهای دورتر را نخواهد داشت.
ریسک: سازمان شما درگیر حل مشکلات مالیاتی امروز میماند، در حالی که هیچ برنامهای برای بودجهبندی سال آینده، جذب سرمایه یا ورود به بازارهای جدید ندارد. شما در جزئیات غرق میشوید و تصویر بزرگتر را از دست میدهید.
۲. فروپاشی کنترلهای داخلی و افزایش ریسک تقلب یکی از مهمترین اصول در حسابداری و مدیریت مالی، اصل تفکیک وظایف است. کسی که اسناد مالی را ثبت میکند و به حسابها دسترسی دارد، نباید همان کسی باشد که استراتژیهای کلان پولی را تایید و بر عملکرد سیستم نظارت میکند.
ریسک: وقتی این دو نقش در هم ادغام شوند، سیستم «خودنظارتی» سازمان از بین میرود. در این حالت، چه خطاهای سهوی فاحش و چه سوءاستفادههای مالی (تقلب)، به راحتی پنهان میمانند؛ زیرا ناظر و مجری یک نفر است.
۳. بحران خاموش در مدیریت جریان نقدینگی
حسابدار به شما میگوید: «ماه گذشته چقدر سود کردیم و چقدر پول در بانک داریم.» اما مدیر مالی به شما میگوید: «با توجه به تعهدات پیشرو، آیا سه ماه دیگر پول کافی برای پرداخت حقوق و خرید مواد اولیه خواهیم داشت؟»
ریسک: عدم حضور یک مدیر مالی مستقل باعث میشود کسبوکار شما تنها بر اساس «موجودی امروز» تصمیمگیری کند. این اتفاق معمولاً منجر به بحران نقدینگی ناگهانی میشود؛ جایی که روی کاغذ سودده هستید، اما در عمل پولی برای تسویه بدهیها ندارید و سازمان فلج میشود.
۴. اتلاف منابع مالی و فرسودگی شغلی استفاده از یک نفر برای دو نقش کاملاً متفاوت، از نظر اقتصادی نیز توجیهپذیر نیست. تخصص یک مدیر مالی بسیار گرانتر از یک حسابدار است.
ریسک: اگر یک مدیر مالی استخدام کنید و از او بخواهید کارهای روتین حسابداری و ثبت سند را انجام دهد، در حال هدر دادن سرمایه خود هستید. برعکس، اگر از یک حسابدار (بدون دانش تحلیل استراتژیک) بخواهید نقش مدیر مالی را ایفا کند، او را تحت فشار روانی شدیدی قرار دادهاید که خروجی آن چیزی جز خطاهای محاسباتی، تصمیمات غلط و در نهایت فرسودگی شغلی نیروی شما نخواهد بود.
۵. توقف رشد و از دست دادن فرصتهای سرمایهگذاری کسبوکاری که مدیر مالی مستقر و متمرکز ندارد، در مذاکرات کلان تجاری، دریافت تسهیلات بانکی سنگین یا جذب سرمایهگذار همیشه یک قدم عقب است. سرمایهگذاران به گزارشهای گذشته (کار حسابدار) نگاه میکنند، اما بر اساس برنامههای آینده و مدیریت ریسک (کار مدیر مالی) پول خود را وارد سازمان شما میکنند.
ریسک: بدون یک استراتژیست مالی مستقل، کسبوکار شما در سطح فعلی خود درجا میزند و فرصتهای طلایی بازار رقابتی را به دلیل عدم تحلیل درستِ «ریسک در برابر بازده» از دست میدهد.
راهکار چیست؟ (مخصوص کسبوکارهای متوسط و در حال رشد) شاید با خود بگویید: “من یک کسبوکار متوسط دارم و بودجه استخدام یک تیم حسابداری بزرگ در کنار یک مدیر مالی (CFO) تماموقت را ندارم!”
پاسخ هوشمندانه به این دغدغه، برونسپاری خدمات مالی است. شما میتوانید کارهای روزمره حسابداری را توسط یک نیروی داخلی یا تیم حسابداری انجام دهید و برای هدایت کشتی کسبوکار خود، از خدمات مشاورهای و پارهوقت یک مدیر مالی حرفهای (CFO Services) در شرکتهای معتبر خدمات مالی بهرهمند شوید.
سخن پایانی
ادغام نقش حسابدار و مدیر مالی، شبیه آن است که از مکانیک خودرو بخواهید در نقش راننده مسابقات فرمول یک ظاهر شود! هر دو در زمینه خودرو تخصص دارند، اما مهارتها و اهدافشان کاملاً متفاوت است. برای تضمین بقا، امنیت و رشد کسبوکارتان، همین امروز خط مرزی شفافی بین وظایف تیم حسابداری و تیم مدیریت مالی خود رسم کنید.
